خرید بک لینک
درباره : فرشته
fereshteh

فقط کافی است که باور کنم

باور کنم که باور کردم خودم را ...

همین

فقط همین یک جمله برای من کافی است.

کافی است که باور کنم هنوز خودم هستم،

وجود دارم، زنده ام و حجمی از زمین را پر کردم.

و بالهایی دارم برای پرواز...

ایمیل مدیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: يکشنبه 11 ارديبهشت 1401 ساعت: 8:55

درباره : فرشته
fereshteh

فقط کافی است که باور کنم

باور کنم که باور کردم خودم را ...

همین

فقط همین یک جمله برای من کافی است.

کافی است که باور کنم هنوز خودم هستم،

وجود دارم، زنده ام و حجمی از زمین را پر کردم.

و بالهایی دارم برای پرواز...

ایمیل مدیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: يکشنبه 11 ارديبهشت 1401 ساعت: 8:55

درباره : فرشته
fereshteh

فقط کافی است که باور کنم

باور کنم که باور کردم خودم را ...

همین

فقط همین یک جمله برای من کافی است.

کافی است که باور کنم هنوز خودم هستم،

وجود دارم، زنده ام و حجمی از زمین را پر کردم.

و بالهایی دارم برای پرواز...

ایمیل مدیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: يکشنبه 11 ارديبهشت 1401 ساعت: 8:55

هيچ كس نمی توانست به عمق چشم هایش پی ببرد و من اين را از همان اول دريافتم. قدم های بلند برميداشت، اما جوري تربيت شده بود كه رفتارش با ديگران تفاوت داشت. دنيا را جدی تر از آن می دانست كه ديگران خيال میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: جمعه 24 بهمن 1399 ساعت: 9:36

دنیای پر از نشونه

چقدر زیبا دلبری میکنن

خوشا بحال من که میبینم

سپاس خداوندگار عشق

اگه بالا رفتم از این پله ها ، واسه این بوده تورو نگاه کنم

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: جمعه 24 بهمن 1399 ساعت: 9:36

از من بعید بود ولی عاشقت شدم

از تو بعید نیست جهان عاشقت شود

،افشین یدالهی،

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 22:20

من آن قدر با تو بوده ام

که از بودن کنار دیگران

سردم می شود...

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 22:20

یه چیزهایی هیچ وقت فراموش نمیشه

مثل رنگ چشمهات.ارتعاش دستهات. میدونم این عشق اثر ماندگار منه

اون خدای ذهنی تویی شاید که یادت بی وفقه سرازیر میکنه اشک هامو بی توجه به گذر زمان

این حس تو همه ثانیه هام جریان داره مثل خون و جون توی رگهام میمونه

عطر تن تو ... ...

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 22:20

چقدر باید بگذرد تا آدمی

بوی تن کسی را که دوست داشته

از یاد ببرد...

و چقدر باید بگذرد تا بتواند

دیگر او را دوست نداشته باشد..

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1398 ساعت: 5:28

داشتم آسمون ریسمون میبافتم که بودنم که خوب بوده واست انگیزه نبودم ، اون همه امید که ساختم واست ....، هی پشت سر هم که یهو دیدم داره باخودش آروم میگهبعد ویران شدنم ساخت مرا ، اما رفت!فکر کن بار دگر زلزلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1398 ساعت: 5:28

داره میخونه....وقتی میسوزم من تو عادی شدن، حالمو شمع ، میفهمه هنوزم میترسم از صدای قطار ..... منم مینویسم ....مثل ترس اولینبار که تنهایی سوار اتوبوس شدیملذت اولین حقوقی که گرفتیم، مثل پُز اولین گوشی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: دوشنبه 7 بهمن 1398 ساعت: 8:46

من در يك خداحافظي كوتاه

به طولاني ترين مدت يك مرگ دچار شدم..

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:11

يه طور خاصي شروع شدي

درد شيريني كه شبيه بود به درد آرزوهام

پر شدم از حس هاي خوب

خواب بودم تو لحظه ي تحويل و تبديل

هنوزم خوشحالم هنوزم جريان دارم هنوز هم اميد دارم

ف.ا

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:30

من كه استارت تحقق يه روياي بي پايان رو براي هزارمين بار زدم

تنها در كنار خودش

انتظار تو يه صف پنج ساعته و تماشاي اميد ها و انتظارها

تهش هم اين شد كه الان وقتش نيست اما خدا هم هرگز دير نميكنه

ترجيحم اينه كه سكوت كنم و آروم باشم

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:30

حال و هواي اين روزا خيلي قشنگ شده

يعني داره صبح ميشه اين شب؟

ستاره هاي راهنمايي راه من حسهامن

برم ببينم چي ميگن...

قصد دل كندن ندارم

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:30

صفحه بندی